سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
دل درد - و قال ارکبوا فیها بسم الله مجراها و مرساها إنَّ ربی لغفورُ رّحیم

و قال ارکبوا فیها بسم الله مجراها و مرساها إنَّ ربی لغفورُ رّحیم

بسم الله الرحمن الرحیم
و بذکر مولانا صاحب الأمر و العصر عج



فقط برای دل دردها و درد دل ها:


خود را که به خلوتی رساند خورشید
از داغ، دلش را بتکاند خورشید
گفتیم غروب کرده، اما انگار
رفته ست نماز شب بخواند خورشید


هر سال، دو یار را جدا کرد از هم
یاران دچار را جدا کرد از هم
سرمای زمستان و تب تابستان
پاییز و بهار را جدا کرد از هم


رود است علی، پاک و زلال است و روان
کوه است علی که استوار است و گران
من رود ندیده ام چنین پابرجا
من کوه ندیده ام چنین در جریان


حق دارد اگر ز خلق، دامن چیده ست
از داغ عزیزی ست، اگر خشکیده ست
بیهوده ترک نخورده لب های کویر
لب های حسین بن علی را دیده ست


چون بغضم و با شکست نسبت دارم
با هرچه خراب و مست نسبت دارم
من حسّ غریب رفتن از خویشتنم
با هر چمدان به دست، نسبت دارم


 احوال مرا ز رنگ رخسار بپرس
از چشم که خو کرده به تکرار بپرس
یک عمر تماشای جدایی سخت است
از پنجره های رو به دیوار بپرس


این رود که از جوش و خروشش سخن است
یک عمر نفهمید که دریا کفن است
ماییم که مشتاق صعودیم ای کوه!
تنها هنر رود، فرود آمدن است


از مهر نبرده ای نصیبی، ای شب!
داری به گلو بغض عجیبی، ای شب!
وقتی که تو می رسی، همه می خوابند
بدجور میان ما غریبی، ای شب!


رفتی و به جایی نرسیدیم ای عمر!
یک لحظه خوش نیافریدیم ای عمر!
ما بر لب جوی هم نشستیم ولی
هرگز گذر تو را ندیدیم ای عمر!


مهمان منی که مثل من تنهایی
همصحبت تنهایی آدمهایی
بشکن دل خسته را ولی آهسته
ای غم! به کسی نگفته ام اینجایی


شعر کرده - میلاد عرفان پور
مجموعه رباعی «پادشهر» در سایت خانه کتاب اِشا


[ دوشنبه 6/10/89 ] [ 1:46 عصر ] [ سجّاد نوروزنژاد قادی ]

بسم الله الرحمن الرحیم
و بذکر مولانا صاحب الأمر و العصر عج


دل دردهای شب امتحان و افسر جنگ نرم


ساعت از نیمه شب گذشته است. ساعت 10 صبح فردا امتحان پیش ترم درس «تاریخ امامت» داری با 280 صفحه کتاب و تو که هنوز صفحه...(هر عددی دلتان خواست بگذارید!)

خودتان را بگذارید در این موقعیت (وضع داغانیست، نه؟!) و کافیست چشمت بخورد به یک جلد «نفحات نفت» امیرخانی تا...

مقدمه اول. امیرخانی را البته دوست داشته ام و آن دفعه ای که بعد از نشر «بی وتن» آمد صنعتی اصفهان و اشاره ای داشت به حاج عبد الله والی و ... نکاتی که دیدم و به نظرم آمد مثبت بود، ولی بعد از نفحات نفت و این دفعه که آمده بود دانشگاه و نظرات سیاسی اش (که البته از دوستان شنیدم)... راستش قضاوت نمی کنم، چون کم میشناسمش. اما حق بدهید به کسی که تا حالا 3بار بی وتن را خوانده... بگذریم ولی کم امید(1) شدم.

مقدمه دوم. مقدمه نفحات نفت را که خواندم (البته فقط صفحه اولش را)(2) یاد مطلبی که امروز در هفته نامه پنجره دیدم افتادم. مطلبی راجع به افسران جنگ نرم با عنوانی شبیه "افسران جنگ نر م کجایند؟" و ... درست عنوانش یادم نیست و مهم هم آن نیست. من آن متن را نخواندم و قضاوتی راجع به آن هم ندارم!! مقصود چیزیست که با دیدن تیتر و نام نویسنده برایم یادآوری شد. سال قبل اردویی برگزار شد با عنوان السابقون که جهت ارتقای بینش نسبت به انقلاب اسلامی و بصیرت سیاسی برگزار شد. در آنجا با نویسنده متن آشنا شدم. مثل خودم 85ی و البته از بچه های شریف. بچه خوبی بود و گویا زیاد کار مطالعاتی-نشریاتی کرده بود.

مقدمه سوم. آنکه یکی از بهترین دوستان بنده در دوران 7سال تیزهوشانی(!) بودنم که در دانشگاه از لحاظ فکری و سیاسی (به زعم حقیر) آسیب دیده بود، همرشته و هم ورودی نویسنده در همان دانشگاه بود. دوستی که چقدر دوستش داشتم و دارم و نگرانش هستم، و علاوه بر قصورم در کمک به او، فاصله ام از او و کمی ارتباط دست به دست هم داد که نتوانم چندان کمکش کنم. و دردآور آنکه وقتی در صحبت با نویسنده از آن دوست نام بردم، اصلا همدرس خود در دانشگاه را نشناخت! جداً دردم آمد.

البته من نویسنده را چندان نمیشناسم و قصد قضاوت ندارم. انشاالله ایشان موفق و سربلند و سعادتمند باشند و انشاالله هر چه بیشتر...؛ من بیشتر یاد خودم افتادم.
من البته ادعای چندانی برای کار فرهنگی کرده و افسر ولایت بودن ندارم، که نزدیکان بر ضعفهایم واقفند و میدانند بحث شکسته بندی نیست.(3) حرف زدن و نقد و مطالعه کردن آسان شده! راستش یکی از مهمترین ترسهایم از ورود به علوم انسانی همین است که در آنجا زمینه را برای فقط حرف زدن و اهل عمل و اهل وظیفه نبودن بیشتر میبینم!(4) یاد خودم افتادم و در سنگر فرماندهی بودنم (البته به عنوان آویزون!) زیر کولر، کنار جعبه های پر نوشابه، در حالی که مردم در خط مقدم 22بهمن و 9دی در گرما بودند و به خیلی ها حتی ساندیس هم نرسید! یاد فاصله ام از خط مقدم و این تصور غلط که ممکن است برایم باشد که من هم دارم انجام وظیفه میکنم و با مردم در خط مقدمم! البته بنده 22 بهمن بین مردم بودم و اتفاقا ساندیس هم بهم نرسید! ولی برایم سوالی شده. خیلی ها میگفتند فلانی که الآن ادعا دارد، کربلای 5 کجا بود و چرا در خط مقدم نبود؟ کاری ندارم به اینکه آیا آن موقع خط مقدم فقط کربلای 5 بود یا نه! جدای از این اما آیا میشود همیشه فلانی را محکوم کرد که آنجا کاهلی کرده؟ آیا مکان-زمان های مقدس دیگری نبودند که همان فرد در آنجا توبه کرده باشد و حالا دارد در آن کربلای 5ی عمل میکند؟ جایی دیده بودم که کسی گفته بود فقط کربلای 5 ملاک نیست. جای دیگر هم میشود گفت مثلا زلزله بم کجا بودی؟ یا اینکه 23 خرداد صنعتی اصفهان کجا بودی؟ یا 9 دی کجا بودی؟ یا ... اما منظور آنکه در نهایت آیا واقعا بنده آنجا در خط مقدم، و پابه پای عاملین به وظیفه در خط مقدم، حالا هر خط مقدمی که لازم بود، بودم؟! یا ... هرچند شاید علی الظاهر این بود؛ اما آیا حقّاً این بود؟!؟

امثال بنده که بی ادعا نیستیم(!) باید بیشتر مواظب باشیم به کجا می رویم و چه می کنیم و ... بالآخره هرچه نگاه ها و توجه ها و بزرگ بینی ها از بیرون به ما بیشتر شود؛ توجه هایمان در کنار کوچک بینی، به خودمان باید بیشتر شود؛ و توجهمان در کنار بزرگ بینی به الله-جلّ جلاله- نیز. آیا اینطور شده؟
اگر نشده خیلی باید ترسید از رشد ناهماهنگ. از اینکه بُعد سیاستمان در پایین، قوی تر شود از اتصالمان در بالا. حالا دیگر ساعت 1 شده. کمی فکرم را خالی کردم و خلاص شدم! می توانم راحتتر بروم سر درسم.
دعا کنید.
 



  • 1. ناامید شدن که درست نیست!

  • 2. هرچند کتاب را نخوانده جای قضاوت نیست و من هم قضاوت نمیکنم.

  • 3. انشاالله واقعا همینطور باشد و کم ادعا باشیم، حالا بی ادعا پیشکش! و انشاالله به لطف باری تعالی بشویم بی ادعا در کارهای کرده، چه رسد به کار های نکرده! آمین!

  • 4. جداً اگر اشتباه میکنم راهنمایی ام کنید و اشتباهم را بگویید، چرا که میتواند خیلی برایم در برنامه های آینده ام موثر باشد.


اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج


یا علی


[ یکشنبه 13/4/89 ] [ 11:30 صبح ] [ سجّاد نوروزنژاد قادی ]
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : سجّاد نوروزنژاد قادی[32]
نویسندگان وبلاگ :
حسین خسروشاهی (@)[83]

حسینی[5]
علیرضا فرجی‌پور (@)[2]

نویسنده مهمان (@)[3]

روح الله خسروشاهی (@)[8]

محمد ایمانیان (@)[0]

سید محمدحسین موسوی[0]
حسین ساعتیان[1]

لینک دوستان
<قائدنا الامام سیّد علی خامنه ای
یادداشتهای شخصی دکتر احمدی نژاد
...
مهدی محمدی زنجانی: موج کوچکتر
مهدی کامیار: MNA
مهدی حسینی: ماه گردون
جواد زارع: فصلی برای فردا
محمد ابراهیم: عدالت و پیشرفت
محمد حسین زاده: قمارباز
پویا رجایی نژاد: از تبار رجایی
محمد میرزایی: گنبد
محمد صادقی: دیگر...
ابولفضل فیاضی: مالک
سبک زندگی: حسن کربلایی
مهدی ملک زاده: دار بلا
...
گروه گوگلی وبلگ نویسان ارزشی
گروه گوگلی محراب اندیشه
بهشت بی نشان
...
طرح های علمی و فرهنگی:
طرح نقطه عطف /طرحواره ای بر هدایت تحصیلی...
طرح ودیعه الهی/ بازخانی اندیشه رهبری و امام خمینی(ره)
...
سایت های قوی حول محوری مشخص:
5روز /مینی کاتالوگی برای زندگی
شهر حدیث /طرحی نو در ارائه احادیث اهل بیت علیهم السلام
خزائن /سامانه جامع ثبت فیش های تبلیغی
شبهه
...
موسسات و نهادها:
مؤسسه کوثر نور علوی
کانون اندیشه جوان
بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران
بسیج مدرسه علمیه معصومیه قم
کانون دانشجویی رهپویان غدیر
مؤسسه جهادی
موج 4 /سابقاً دانش آموزهای انجمن اسلامی دانش آموزان
کانون رهپویان وصال شیراز
کفا (کانون فرهنگ و اندیشه)
...
اساتید:
حضرت آیت الله مصباح یزدی دامت برکاته
حجت الاسلام و المسلمین میرباقری/ فرهنگستان علوم اسلامی قم
استاد حجت الاسلام و المسلمین جاودان
استاد اصغر طاهرزاده
استاد حجت الاسلام قاسمیان
استاد حجت الاسلام دکتر رهدار
استاد حجت الاسلام و المسلمین دکتر آقاتهرانی
حضرت آیت الله حائری شیرازی
........
قلم کده: مطالعه و پژوهش بسیج صنعتی اصفهان
ره آوین: واحد فرهنگی هنری بسیج صنعتی اصفهان
محمدحسین ساعی
سبک حیات طیبه
سیاحت غرب: نخستین درگاه غرب شناسی
فصلنامه معرفتی -اعتقادی سمات (مهدی نصیر&
ره آوین - کانون فرهنگی و هنری بسیج دانشجویی صنعتی اصفهان

ره آوین - کانون فرهنگی هنری حوزه بسیج دانشجویی شهید آوینی(دانشگا
حسین احمدلو
معلی: یاسر مرکزی
موضوعات وب
آرشیو مطالب
امکانات وب
بازدید امروز: 14
بازدید دیروز: 41
کل بازدیدها: 19646